سال سوم شماره 27 زمستان 1386
|
|
|
|
|
 آغاز سخن ( اگر بار ديگر اميركبيري ظهور كرد )
دکتر سعید جعفری مقدم
 نگاهي به اقدامات اميركبير ، قهرمان مبارزه با فساد اداري ( مسئولان عالي رتبه مسئول جهل مردم به اين طفره ها و امروز و فردا كردن ها - از زرگري فقط كمربند ساختن بر مي آيد
گردآوري : دكتر سعيد جعفري مقدم
•مسئولان عالي رتبه، مسئول جهل مردم روز بيست و هشتم ربيع الاول به امير اطلاع دادند كه در تمام شهر تهران و ولايات فقط 330 نفر آبله كوبيده اند. امير سخت نگران شد. از قضا در همين روز پاره دوزي را كه طفلش در اثر آبله مرده بود نزد او آوردند. امير به جسد طفل نگريست و گفت: ما كه براي نجات بچه هايتان آبله كوب فرستاديم. پيرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امير، به من گفته بودند كه اگر بچه را آبله بكوبيم جن زده مي شود (مارگيرها و دعانويس ها شايع كرده بودند كه تزريق واكسن موجب نفوذ اجنه در خون مي شود و ممكن است شخص به غش مبتلا شود) امير فرياد كشيد: واي از جهل و ناداني. چند دقيقه بعد بقالي را آوردند كه او نيز فرزندش مرده بود. اين بار اميركبير ديگر نتوانست تحمل كند. روي صندلي نشست و با حالي زار شروع به گريستن كرد. در اين هنگام ميرزا آقاخان وارد شد. او در كمتر وقتي اميركبير را در حال گريستن ديده بود. علت را پرسيد. ملازمان امير گفتند كه دو كودك شيرخوار پاره دوز و بقالي از آبله مرده اند. ميرزا آقاخان گفت: ولي اينان خود در اثر جهل آبله نكوبيده اند. امير با صداي رسا گفت: و مسئول جهلشان نيز ما هستيم. اگر ما در هر روستا و كوچه و خيابان مدرسه بسازيم و كتابخانه ايجاد كنيم، فالگيرها بساطشان را جمع مي كنند. تمام ايرانيان اولاد حقيقي منند؛ من از اين مي گريم كه چرا اين مردم بايد اينقدر جاهل باشند كه بر اثر نكوبيدن آبله بميرند. به اين طفره ها و امروز و فدا کردن و از کار گريختن، در ايران به اين هرزگي حکما نمي توان سلطنت کرد.
 خلق دانش در فرآيند هوش رقابتي
آرش برفر: کارشناس ارشد مهندسی فناوری اطلاعات
در شماره ي گذشته ضمن اشاره به مساله ي "مخفي بودن رقباي اصلي"؛ مفهوم هوش رقابتي، بر اساس نحوه شناخت سازمان از رقبا و شيوه برخورد با آنها، بررسي گرديد و سپس مرز بين هوش رقابتي و جاسوسي صنعتي، با توجه به برخي شيوه هاي غيراخلاقي جمع آوري اطلاعات، مورد تاکيد قرار گرفت. در اين بخش فرايند هوش رقابتي با استفاده از مدل 4C به عنوان يکي از جامع ترين مدل هاي هوش رقابتي به اختصار تبيين مي گردد. نام 4C، نشانگر 4 مرحله مدل است که همگي با C آغاز مي شوند. اين مراحل عبارتند از: Collection، Conversion، Communication و Countering 0
 چك ليستي براي رهبران دولت الكترونيك
گردآوري : سعيد شهبازمرادي کارشناس منابع انسانی شرکت نفت و دانشجوی دکتری مدیریت دانشگاه تهران
سه کشور آسيايي کره جنوبي، تايوان، سنگاپور بر اساس نتايج مطالعات دانشگاه براون در مورد گسترش خدمات دولت الکترونيک در جهان، در سال 2006، در صدر فهرست کشورها قرار گرفتند. بر اين اساس، سه کشور يادشده خدمات دولتي خود از طريق اينترنت را در سال 2006 بيش از ساير کشورها گسترش داده اند. بر اساس همين آمار، جايگاه ايران در مقايسه با سال 2005 با افت قابل توجهي مواجه گرديد (1) و متاسفانه آمار جايگاه کشورها در سال 2007 تا لحظه ي نگارش اين سطور به دست نگارنده نرسيده است. با اين حال با توجه به اشارات مکرر برخي مسئولان و کارشناسان کشورمان، در حال حاضر استقرار دولت الکترونيک در ايران ضرورتي اجتناب ناپذير و ابزاري بسيار موثر در ارتقاي سلامت نظام اداري است. بر همين اساس در گفتار پيش رو عوامل کليدي و تعيين کننده در استقرار دولت الکترونيک به اختصار مورد بررسي قرار مي گيرد. زمينه هاي کليدي در استقرار دولت الکترونيک •عزم و اراده سياسي / چشم انداز •هماهنگي / چارچوب هاي مشترک •تاکيد و تمرکز بر مشتري ( ارباب رجوع) •همکاري بين المللي
 مزاياي آشكار و پنهان نظام پيشنهادها ( مطالعه موردي مستند )
تجربه ای از: مسعود جعفری، مدیر سابق امور بازرگانی شرکت آبفای استان اصفهان/مصاحبه هاي تکميلي، بازخواني و تصحيح: دکتر سعيد جعفري مقدم
در اين مطالعه موردي مستند که با اسامي واقعي انتشار يافته است، در کمتر از پنج صفحه، ابعاد گسترده اي از واقعيت هاي حاکم بر سازمان هاي کشور از لابه لاي گفته هاي يک مدير برکنار شده و نيز نامه هاي سازماني مبادله شده توسط وي و يکي از معاونت هاي سازمان، آشکار مي گردد. مسائلي چون نحوه ي فعاليت امور بازرگاني و تعامل آن با واحدهاي ديگر، نحوه ي عزل و انتصاب مديران، تعارضات موجود در ميان مديران و پيامدهاي آن، فرهنگ حاکم بر سازمان، سرنوشت نظام پيشنهادها در عرصه عمل و بسياري ظرايف قابل بررسي و تحليل که بر اشتياق خواننده بر مطالعه چندباره اين مطالعه موردي مي افزايد.
 ميان برها و سوگيري هاي قضاوت انسان ( خطاهاي متداول در تصميمات مديرات )
محمد کیهانی: کارشناس شرکت مشاوره مدیریت و نظام افزار پارسه
گروهي از خطاهاي تصميم گيري را مي توان در قالب سوگيري هاي زير بررسي كرد. ا. عدم حساسيت به احتمال پيشين پيامدها در يك تحقيق به دو گروه از افراد، مشخصات عده اي شخصيت فرضي داده شد و از آنها خواسته شد كه قضاوت كنند اين افراد احتمالاً مهندس هستند يا وكيل؟ به گروه اول گفته شد كه در مجموع 70 درصد اين افراد مهندس هستند و 30 درصد وكيل و به گروه دوم گفته شد كه در مجموع 30 درصد اين افراد مهندس هستند و 70 درصد وكيل. دو گروه در قضاوت هاي خود نسبت به وكيل يا مهندس بودن شخصيت هاي فرضي تفاوتي نشان ندادند. چرا كه طبق ميانبر معرف بودن فقط بر اساس شباهت مشخصات شخصيت هاي فرضي با قالب هاي شخصيتي مهندس و وكيل قضاوت كردند. محققين نشان داده اند كه تصميمات مديران در رابطه با استخدام نيروهاي جديد تحت تأثير ميانبر معرف بودن، با خطاي عدم حساسيت به احتمال هاي پيشين مواجه مي شوند [3]. مديران مورد مطالعه در اين تحقيق بدون در نظر گرفتن احتمال پيشين مناسب بودن يك فرد براي يك شغل، اهميت بيش از اندازه اي به امتياز افراد در مصاحبه مي دادند. 2. عدم حساسيت به اندازه ي نمونه 3. عدم حساسيت به قابليت پيش بيني محققان در بررسي تصميم گيري هاي مديران مالي، مشاهده كرده اند كه اين مديران بدون در نظر گرفتن محدوديت در قابليت پيشبيني سودآوري سهام توسط روند قبلي سودآوري، سهام هايي را كه قبلاً دوره طولاني تري سودآور بوده اند را بر سهام هايي كه دوره كوتاه تري از سودآوري شان مي گذرد ترجيح مي دهند، حتي وقتي كه افراد داراي اطلاعات داخلي از سازمان هاي مزبور در جهت عكس سرمايه گذاري مي كنند [4]. همچنين در يك مطالعه، مشاهده شد كه به دليل استفاده از ميانبر معرف بودن، پيشبيني هاي افراد درباره موفقيت يا شكست يك كارآفرين، تحت تأثير اطلاعات نامربوطي (مانند تعداد همسر) كه هيچ اعتباري براي استفاده در پيشبيني ندارند قرار مي گرفت [5].
 مخاطرات برون سپاري ( نگاهي به كتاب مديريت برون سپاري اثربخش )
گزینش و تلخیص : دکتر قنبر محمدی الیاسی/ عضو هیات علمی دانشگاه تهران
برون سپاري نيز مانند هر مقوله ي ديگر موافقان و مخالفاني دارد اما بررسي ها نشان مي دهد آنان که از اجراي نادرست برون سپاري آسيب ديده اند، از عمده ترين منتقدان اين استراتژي هستند. کتاب مديريت برون سپاري اثربخش باوجود ايجاز و اختصار به کار رفته در تاليف مطالب، دامنه ي گسترده اي از مباحث ضروري مطرح در اين مبحث را در قالب فرايندي به شرح زير در اختيار خواننده قرار داده است: • مسائل مقدماتي در مفهوم، دلايل، ضرورت، اهميت و سطوح برون سپاري • فرايند اجرايي برون سپاري (با تاکيد بر عزم قاطع مديريت ارشد، هدف گذاري شفاف، ايجاد زبان مشترک بين افراد و گروه هاي درگير، تعيين شايستگي هاي محوري سازمان، ... • تحليل ساخت/ خريد و استراتژي هاي برون سپاري • شناسايي، ارزيابي و انتخاب تامين کنندگان • مذاکره و عقد قرارداد • اجراي قرارداد و مديريت روابط • سنجش عملکرد تامين کنندگان • مخاطرات برون سپاري حوزه هاي اصلي مخاطره در برون سپاري را مي توان در چهار گروه دسته بندي کرد: 1.مخاطرات موجود در حوزه ي عملکرد تامين کنندگان 2.مخاطرات موجود در حوزه ي تصميمات راهبردي 3.مخاطرات موجود در حوزه ي اجراي برون سپاري 4.مخاطرات ناشي از حوزه ي ماهيت نامزد برون سپاري
 مهندس خوب چه كسي است
تجربه اي از : سام يدي ديان مترجم:ترجمه فريدون اسکندري نژاد کارشناس اداره مهندسي عمومي شرکت آب نيرو
اين تجربه به حدود نيم قرن پيش مربوط مي شود. ما تيمي با 5 - 6 مهندس بوديم كه حدود 10 سال در يك دفتر كار ميكرديم. اين مدت كافي بود تا ما بتوانيم از قابليت ها و شكست هاي هم ياد بگيريم. در آن ايام پرسشي که يکي از همکاران تازه وارد مطرح کرد، چنين بود: " به من بگوييد معني عبارت مهندس خوب چيست؟ ... از آنجا که بر طرف كردن كامل خطا غير ممكن است، يك مهندس خوب نسبت به ديگران كمتر اشتباه مي كند. همچنين يك مهندس خوب، با بهترين، ساده ترين و کم هزينه ترين روش به تصحيح كارها (ايده ها) مي پردازد. كسب اطلاعات و دانش بيشتر، امكانات و توانايي هاي بيشتري را براي انتقال اين دانش به عرصه ي عمل به مهندس مي دهد به شرطي که او بداند چگونه در عمل آن را بهتر انجام دهد." هدف نهايي يك مهندس، طراحي" تله موش بهتر" يا به عبارتي طراحي وسيله اي جذابتر براي جلب مشتري يا کارفرماي خود است. به هر حال چنين طرحي به سختي داراي ارزش كاربردي خواهد بود، اگر هزينه در نظر گرفته شده براي اجراي آن بيش از مبلغي باشد كه مشتري حاضر است بابت آن پرداخت کند. من اين را به تجربه آموخته ام.
 ( انديشه هاي الهام بخش ، سه مشكل اساسي مشاوران نمايي از واقعيت ، تغيير استراتژي )
گردآورنده: مجید امیدوار
پرواز را با پرواز آغاز نمي كنند. آنكه مي خواهد روزي پريدن آموزد، ابتدا بايد ايستادن، راه رفتن، دويدن و بالا رفتن آموزد (نيچه). بدترين و خطرناك ترين كلمات اين است: همه اين جوري اند (تولستوي). مردي در يک شب تاريك در پياده رو خياباني پاي تير چراغ برق دنبال چيزي مي گشت. رهگذري او را ديد و پرسيد: دنبال چه مي گردي؟ مرد گفت: دنبال دسته كليدم مي گردم. رهگذر هم ايستاد تا مرد را در يافتن دسته کليد کمک کند. پس از چند لحظه جستجوي بي نتيجه، رهگذر پرسيد: مطمئني که آن را همينجا گم كرده اي؟ مرد اندکي درنگ کرد و سپس پاسخ داد: نه، فكر مي كنم چند قدم عقب تر از دستم افتاده باشد. رهگذر پرسيد: پس چرا اينجا دنبال آن مي گردي؟ مرد گفت: چون اينجا نور بيشتر است. با اندکي تغييرhttp://www.mgtsolution.com
 سه مشکل اصلي مشاوران
... چوپان پاسخ داد: تو مشاور نيستي زيرا: •بدون اينکه کسي از تو خواسته باشد، به اينجا آمدي. •براي پاسخ به سوالي که خودم جواب آن را از قبل مي دانستم، مزد خواستي. •هيچ چيز راجع به کسب و کار من نمي داني، چون به جاي گوسفند، سگ مرا برداشتي.
 گزيده اي از مقالات و اصطلاحات تخصصي به زبان انگليسي
مترجم:مينو سلسله
 گزيده اي از كتاب : كانون هاي ارزيابي در مديريت منابع انساني
گزينش و تلخيص سعيد شهباز مرادي
|